تبليغاتX
avaie mehr - چگونه فراموشت کنم
امشب ایماه به درد دل من تسکینی

چگونه فراموشت کنم تورا که به قصر سپید عشق هدایتم کردی و عاشقی بی قرار و یاری با وفا برای خویش ساختی .آهو بره ای شدی که دوستی گرگ را پذیرفتی و برای اشکهایش شانه ها یت را ارزانی داشتی و با

صداقت عاشقانه ات دلش را به درد آوردی

چگونه فراموش کنم تورا که سالها در خیالم سایه ات را می دیدم و طپش قلبت را حس می کردم و به جستجوی یافتنت به درگاه پروردگارم دعا می کردم که خدایا پس کی او را خواهم یافت؟!

چگونه فراموش کنم تو را که همزمان با تولدت در قلبم همه را فراموش کردم .برایم تمامی اسم ها بیگانه شدند و همه خاطرات مرده اند.دستم را به تو می دهم قلبم را به تو می دهم بازوانم را به تو می بخشم و نگاهم از آن

توست و شانه هایم که نپرس.... دیگر با من غریبه اند و تمامی لحظه ها تو را می خواهند و برای عطر نفس هایت دلتنگی می کنند.

چگونه فراموش کنم تورا که یادت مرا همیشه سبز می کند .دستت را به من بده فکرت را به من بده سرت را به روی شانه هایم بگذار و بگذار عطر نفس هایت را میان هم قسمت کنیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 1:49 AM  توسط شکوفه  |